کوره ی گرم کیاسه سرد شد داس تیزش حصه ی نامرد شد
لینک دوستان

برخی ازمقیاس ها و معیارهادر روستای کیاسه *

 

                                              تحقیق میدانی : علی یعقوبی اشکوری

انسان از بدو پیدایش خود برای معامله و داد و ستد به معیار و مبنا نیاز داشت تا بدین وسیله بتواند خرید وفروش کند بهمین خاطر داشتن مقیاس را برای این کار ضروری می دانست دلیل اصلی این کار رعایت حق و عدل بود

در مناطق روستایی به دلیل عدم دسترسی به اوزان ومعیارهای رسمی کشور ناچار بودند که از معیارهای خود ساخته و تا اندازه ای دقیق محلی استفاده کنند و یا حداقل در مواردی به همدیگر در استفاده از این معیارها اعتماد کنند . در معاملات کالا به کالا مسئله حق وناحق به دلیل رضایت طرفین مشکلی ایجاد نمی کرد . در این مقال به چند مقیاس که در روستای کیاسه از توابع شهرستان رودسر بخش رحیم آباد ،منطقه اشکور مورد استفاده قرار میگرفت میپردازم.

توزین گوشت:

1-    چئک (cheak): لش (جسد پوست کنده) هر گاورا به شانزده قسمت تقسیم می کردند وهر قسمت را چئک می گفتند بدین صورت که هرکدام از  قسمتهای مهم یک لش مانند ران ،راسته،قلوه .... را به شانزده قسمت می کردند و مجموع هریک از آنها ( 16/1 ران +16/1 راسته و......) یک چئک بود معمولا این نوع قسمت ها را خانوادههای پر جمعیت خریداری می کردند.

2-    پئک(peak):هر چئک را به دو قسمت می کردند به هر قسمت را یک پئک می گفتند .

3-    قئق (gheagh) : هر پئک را به دو قسمت مساوی تقسیم می کردند (هر چئک به چهار قسمت) که هر قسمت را قئق می گفتند .

طبیعتاتقسیم به طور مساوی امکان پذیر نبود و بر اساس حدس و گمان انجام می گرفت و فرد مقسم را قبول داشتند و رضایت می دادند.

لش یک گاو ------ 16 قسمت و هر قسمت یک چئک(cheak)

لش یک گاو ------ 32 قسمت و هر قسمت یک پئکpeak)

لش یک گاو ------ 64 قسمت و هر قسمت یک قئق(gheagh)

                              

                                اندازه گیری غلات و مشتقات آن

برای اندازه گیری غلات و حبوبات مانند جو و گندم ولوبیا از پیمانه هایی مانند نیمکه ،پئبئنه،طاس و کیل استفاده می کردند .

-         کیل (kil) :متداولترین وسیله برای وزن کردن بود و آن ظرفی بود مسی  شبیه گمچ وتقریبا استاندارد که با دقت تمام توسط مسگران ساخته می شد ساختن آن گاهی تا یک روز طول می کشید چرا که باید اندازه واقعی خود را نشان میداد هر کیل 750/3کیلو گرم برنج را در خود جای می داد.تعداد دو سه دستگاه از این وسیله در روستا پیدا میشد نگارنده بارها ملاحظه کرده بود که هرگاه همسایه ای کیل رابرای توزین می خواستند به بچه ها نمی دادند تا آنرا حمل کنند زیرا احتمال می دادند در هنگام حمل بی احتیاطی کرده وبه زمین بزند و قسمتهایی از آن تورفتگی پیداکرده و از حجم آن کاسته گردد .

-         طاس (taas): ظرفهای مسی بودند شبیه کاسه ازکیل کوچکتر دارای دهانه ای گشاد که وزن تقریبی هر طاس 62/1 کیلو گرم بود.

-         نیمکه (neamkeah):هر چهار طاس را یک نیمکه می گفتند که دارای وسیله ای خاص برای توزین آن نبود  واز طاس برای این منظور استفاده می کردند و هر نیمکه 250/4 کیلو گرم بود

-         پئبئنه (peabeana): هرچها نیمکه را یک پئبئنه می گویند هرده پئبئنه یک خروار محلی وزن داشت (هر خروار محلی= 130کیلو گرم) پس هر پئبئنه 13کیلو گرم بود .

                                      مقیاسهای متفرقه

 

-         الش (aleash): فاصله آرنج تا نوک انگشتان را می گفتند طبعا یک مبنای ثابتی نداشت .

-         لافند : اندازه مشخصی نداشت هرگاه می خواستند زمینی را با زمین دیگر معاوضه کنند از این وسیله استفاده می کردند . بدین صورت که ابتدا زمینی را با لافندی معین اندازه گیری می کردند سپس زمین مورد معاوضه رابا همان لافند  اندازه گیری می کردند  .

-         لازم است ازهمه دوستان خواهش کنم قصور مطالب را با بزرگواری چشم پوشی نموده ویا با مطالب خود آنرا کامل نمایند.

*این مقاله با اندکی تغییر در ماهنامه تخصصی گیلکی"گیله وا "در شماره 113 -فروردین و اردیبهشت 90 به چاپ رسید.

 

[ ۱۳٩٠/۳/۱٧ ] [ ٥:۱۳ ‎ب.ظ ] [ علی یعقوبی اشکوری ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

کوره ی گرم کیاسه سرد شد داس تیزش حصه ی نامرد شد
آرشيو مطالب
امکانات وب
RSS Feed





قالب میهن بلاگ

download

قالب بلاگفا

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

اخلاق اسلامی

قالب وبلاگ