|
کوره ی گرم کیاسه سرد شد داس تیزش حصه ی نامرد شد | ||
|
در منطقه اشکور اقسام بازیها به تناسب امکانات رایج بود که نیاکان وپدران ما آنها را انجام می دادند وما نیز تا زمانی که در روستا بودیم از آنها بهره مند بودیم و هر کدام از آنها در فصل بخصوصی انجام می گرفت که عبارتند از : 1- اچمار بازی (اشکلوماربازی )2- وروربازی 3- فندق بازی 4- دول دوله 5- سنگه رورو 6- گاو گوساله فنگلی 7-هاچ خونه 8- سنگه بازی 9- اردبساو گندم بساوو......که به مرور در وبلاگ به نظر شما می رسد .
1- أچمار بازی( إشکلوماربازی)
الک دولک یک بازی محلی است و انواع متفاوتی دارد. در اینجا به یک نوع از آن که در منطقه اشکور(روستای کیاسه) رایج است به نام أچمار بازی(Açmar bazi) یا إشکلوماربازی(Eŝkelomar bazi) اشاره می کنم أچمار بازی یک بازی دست جمعی است که تعداد بازیکنان آن در هر دسته می تواند متفاوت می باشد. وسایل بازی از دو سنگ ، یک قطعه چوب به طول تقریبا 20 سانتی متر به نام اچو لی له(Açolila) و یک قطعه چوب بزرگتر به طول تقریبا45 سانتی متر به نام اچمار(Açmar). برای این بازی به یک فضای باز ووسیع نیاز دارد که البته در بعضی مواقع در داخل کوچه پس کوچه های روستا توسط کم سن سالان نیز انجام می گرفت .
شرح بازی : ابتدا بازیکنان بین خود دو نفر را به عنوان سردسته(سر معره-sarmara) انتخاب می کنند. سپس دو سرمعره از طریق یارگیری ، یارهای خود را انتخاب می کنند. بعد از یارگیری ، دو دسته بین خودشان قرعه می اندازند تا معلوم شود کدام دسته بازی را شروع کنند.در اغلب موارد برای تعیین شروع کننده بازی اصطلاحا اکوله (Akola)می زنند یعنی بوسیله اچمار ضربه هایی مانند روی پایی زدن توپ به اچو لی له ضربه می زنند هرگروهی بیشترین ضربه را بزند شروع کننده بازی می باشد قبل از شروع بازی مقررات باز ی گفته می شود مثلا امتیاز بازی تا چه اندازه باشد اصطلاحا میگویند چند پنجاه باشد وجریمه گروه بازنده چه باشد ، آیا در هنگام پرتاب اچو لی له می شود آنرا در هوا گرفت یا نه . سردسته ای که می خواهد بازی را شروع کند ، در یک محل از زمین بازی به نام "معره" – مکانی که چاله ای کنده شده یا دو عدد سنگ به اندازه کمتر ازطول اچماراز هم فاصله دارند- می ایستد . سر معره اچو لی له را به طرف جلو پرتاب می کند فاصله پرتاب به چیزهای مختلفی بستگی دارد مثلا اچو لی له را تیم مقابل باید بگیرد یانه اگر در هنگام پرتاب اچو لی له به طرف جلو تیم مقابل طبق قرارداد بتواند اچو لی له را بگیرد بازیکن شروع کننده برای یک مرحله بازنده است وگرنه بازی را ادامه می دهد اچو لی له که برروی زمین افتاده تیم مقابل تصمیم میگیرد آنرابردارد یا نه.سر معره پس از پرتاب اچو لی له اصطلاحا می گوید چچّر(çaççar )سرکروه تیم مقابل می گوید مثلا بچر(baçaççar)یعنی اچمار را به طرف اچولی له پرتاب کن یا می گوید نچر(naçaççar)یعنی من اچولی له را به طرف اچمار ( که بصورت افقی روی معره قرار گرفته ) پرتاب می کنم . 1- اگر اچو لی له را بردارد باید آنرا از محلی که اچو لی له روی زمین قرار گرفته بود به طرف اچمار که روی دوسنگ یا چاله توسط سر معره قرار گرفته پرتاب کند اگر اچولی له به اچمار برخورد کند گروه شروع کننده باخته بایدنفردوم تیم بازی را شروع کند . اگر برخورد نکند فرد شروع کننده سه باربه اچو لی له ضربه می زند. شیوه ضربه زدن به اچو لی له به این صورت است که با اچمار طوری به دو سریاوسط اچو لی له ضربه می زند که اچو لی له از زمین به هوا بلند شود و سپس سعی می کند با اچماربه اچو لی له معلق در هواضربه ای د یگر بزند. هنگام زدن ضربه با اچمار سعی می شود تا اچو لی له به فاصله ی دورتری پرتاب شود (ضربات در هوا به عنوان یک ضربه از ضربات سه گانه به حساب نمی آید ).بعد از سومین ضربه به اچو لی له از مکانی که فرو می آید بوسیله اچمار این فاصله تا معره را اندازه می گیرد که چند تا می شود اگر به اندازه قرار داد شده باشد که برنده هستند وگرنه بازی ادامه پیدا می کند . 2- اگر اچو لی له را برندارد فرد شروع کننده باید اچمار را به طرف اچو لی له پرتاب کند اگر به اچو لی له برخورد نکند بازی را برای یک مرحله باخته و اگر اچمار به اچو لی له برخورد کند فرد شروع کننده سه بار اچو لی له را با اچمار می زند. شیوه زدن اچو لی له به همان صورتی است که درشماره قبل گفته شد.
توضیحات تکمیلی : 1- امتیاز بازی: قرار دادی است و قبل از شروع بازی قرار داد می بندند چند پنجاه بازی کنند یعنی فاصله اچو لی له را، از چاله(معره) با طول اچماراندازه گیری میکنندیا می شمارند. یک، دو، سه،... ( هر فاصله اچمار یک امتیاز می باشد ) 2- در هنگام پرتاب اچو لی له تیم مقابل می تواند آنرا در هوا بگیرد یا نه (قراداد قبل از شروع بازی) 3- هنگامی که یک تیم زود تر به امتیاز موردنظر رسید به تیم مقابل آوانس (بخشش)بدهد یا نه (بستگی به تعداد پنجاهی دارد که در شروع بازی قرارگذاشته بودند به همان تعداد به تیم مقابل فرصت داده می شود تا بازی کند اگر توانست در آن فرصت امتیاز لازم را کسب کند بازی بدون جریمه کردن خاتمه می یابد )لازم به ذکر است در بیشتر مواقع تعداد پنجاه به تعدادبازیکنان هر تیم بستگی دارد. 4- جریمه آن می تواند فرد به فرد باشد یا گروهی ( هر فردی از گروه برنده یک فرد از گروه بازنده را جریمه کند یا" زو "دهد یا نه تیم برنده به صورت جمعی گروه بازنده را زو دهد که هرکدام از اعضا مسیری را زو بخورد ) 5- قبل از انجام "زو"هر گروه زودتر اصطلاح "فته"(Fettea) و "پرسنه "(pareasena) را بگوید این امتیاز ازآن اوست ( فته : در هنگام ضربه زدن به آچولی له با اچمار اگر ضربه درست برخورد نکند مسیر کوتاهتری را طی می کند که به آن فته گویند وپرسنه: هرگاه ضربه ای که به اچولی له میزنند روی دیوار یا پشت بام یا روی درخت بیفتد به آن پرسنه گویند )درصورتی که برنده بازی زودتر آنرا گفته باشد می تواند دوباره ضربه بزند واگر بازنده گفته باشد حق دوباره ضربه زدن را ندارد. 6- در هنگام پرتاب اچو لی له به طرف جلو در بازیهای گروهی ،سردسته یا سرمعره تعیین می کند که چه عملی انجام گیرد و چه کسی این عمل را انجام دهدمثلا اچولی له را بردارد و به طرف اچمار پرتاب کند یا از پرتاب کننده اچولی له بخواهد که اچمار را به طرف اچولی له پرتاب کند .در این موقع فرد پرتاب کننده اچو لی له می گوید چچ چر سر گروه تیم مقابل اگر بگوید بچچر یعنی باید اچمار به طرف اچولی له پرتاب شود واگر بگوید نچچر یعنی باید اچولی له به طرف اچمار پرتاب شود . 7- در هنگام زو خوردن با ید افرادی که زو می خورند این اصطلاحات را یک نفس بیان کنند تا به معره برسند " الخه ملخه چلودو چلخه ای پا او پا گودابونه گوز به ریشه زووووووووووووو" (Alaxa malaxa çalodo çalaxa eipa opa godabona boza riša zoooooooo)اگر مسیر تا معره نفس بکشد در محل نفس کشیدن زیر پایی می زنند یعنی در حالی که یک پای خود را بلند کرده اند با اچمار به اچولی له ضربه به سمت جلومی زنند 8- اگر پس از سه ضربه به اچولی له فاصله اچولی له از معره کمتر از طول اچمار باشد فرد بازنده است. این بازی بیشتر در فصل بهار انجام می گرفت .
توضیح بعضی اصطلاحات : اکوله:(حرف ا) در شواهد ذیل به تداول کنونى ظاهراً همزهء مفتوحه گاه زاید است، و گاه همزهء اصلى (پهلوى) است و بیشتر این کلمات را بىهمزه استعمال کنند: از: کول (معنى اول) + (پسوند نسبت) آنچه بر کول (شانه و پشت) حمل کنند. کولهبار. (فرهنگ فارسى معین). پشته: یک کوله هیزم؛ یک کولهبار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || در تداول مردم درکه، پلک. پلک چشم. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || عصیده. کاچیک. خوش نرم. (زمخشرى، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || (ص) بهمعنى ابله و احمق و بىعقل باشد. (برهان). احمق. بىعقل. (از آنندراج). ابله. احمق. نادان. (از ناظم الاطباء). به این معنى صحیح گوله، گول است. (حاشیهء برهان چ معین). || کوتاه. (برهان). کوتاهبالا. (ناظم الاطباء). در لهجهء مازندرانى و گیلکى کله، بهمعنى کوتاه یا خرد. کولهخاس(1). (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || بهمعنى حرامزاده هم هست. (برهان). حرامزاده. (ناظم الاطباء). با مول گیلکى مقایسه شود. (حاشیهء برهان چ معین). معرة.[مَ عِ رَ] (ع ص) ارض معرة؛ زمین کمگیاه. (منتهى الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). اچماریا اچومار (ا ) همان طور که ذکر شد؛ چ مخفف چو به معنی چوب (استاد فرض پور ماچیانی – گیلان نامه جلد دوم –چاپ اول 1369 – ص 254) مار : مادر ، بزرگ اشکلومار: همان اچولی له مار است یعنی مادر اچو لی له اچو لی له : اچو همان طور که ذکر شد ؛ لی له : بچه ، نوزاد ،معمولا در اشکور به نوزاد پرندگان گویند . علی یعقوبی اشکوری Eshkevar576@yahoo.com [ ۱۳٩٠/٩/۱٧ ] [ ٩:٥٥ ق.ظ ] [ علی یعقوبی اشکوری ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||